|
بیتوته ی کوتاهی است جهان در فاصله ی گناه و دوزخ خورشید همچون دشنامی بر می آید و روز شرم ساری جبران ناپذیری است. آه پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی درخت جهل معصیت بار نیاکان است و نسیم وسوسه یی است نابه کار. مهتاب پاییزی کفری است که جهان را می آلاید چیزی بگوی پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی هر دریچه ی نغز بر چشم انداز عقوبتی می گشاید عشق رطوبت چندش آمیز پلشتی است و آسمان سرپناهی تا بر خاک بنشینی و بر سرنوشت خویش گریه ساز کنی. آه پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی هر چه باشد چشمه ها از تابوت می جوشند و سوگواران ژولیده آبروی جهان اند. عصمت به آیینه مفروش که فاجران نیازمند تران اند خامش منشین خدا را پیش از انکه در اشک غرقه شوم از عشق چیزی بگوی "احمد شاملو" به بهانه ی سالروز صبا. + نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 8:8 توسط نيلوفر هاتف رستمي
|
| ||||||